حکایت یازدهم (نگاهی به درخت سیب.)
شاید پانصد سیب روی درخت باشد که هر کدام حاوی دست کم ده دانه است.
خیلی دانه دارد نه؟!
ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»
اینجا طبیعت به ما چیزی یاد میدهد؟
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یک بار تلاش کنید.»
از این مطلب می توان این نتایج را به دست آورد:
– باید در بیست مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل به دست بیاوری.
– باید با چهل نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب استخدام کنی.
– باید با پنجاه نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایدهات را بفروشی.
– باید با صد نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی.
وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمیشویم و به راحتی احساس شکست نمیکنیم.
قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت. در یک کلام :
افراد موفق هر چه بیشتر شکست میخورند، دانههای بیشتری میکارند.
زندگی بسیار مسحور کننده است، فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)
مولف: شهرام حمامی ترقی
آلبوم تمبرهای یادگاری من جلد شش حکایتهای مدیریتی
فهرست